


تعارض منافع، اصطلاحی است که این روزها در خبرها، جلسات دولتی، و حتی گفتگوهای روزمره زیاد شنیده میشود. اما بسیاری از مردم نمیدانند که دقیقاً به چه معناست و چرا عدم مدیریت آن میتواند به فساد، بیاعتمادی عمومی و حتی بحران اقتصادی منجر شود.
در سادهترین تعریف، تعارض منافع زمانی رخ میدهد که فرد یا سازمانی در جایگاه تصمیمگیری قرار دارد اما منافع شخصی، خانوادگی یا سازمانی او با منافع عمومی یا وظایف قانونیاش در تضاد باشد.
این تضاد همیشه به معنای فساد یا سوءنیت نیست؛ گاهی فقط به خاطر ساختارهای ناقص، قوانین ناکافی یا نبود شفافیت بهوجود میآید. اما حتی بدون وقوع فساد هم میتواند اعتبار تصمیمات را زیر سؤال ببرد.
“ویدئو انتهای مقاله”
تعریف عمومی: تعارض منافع وضعیتی است که فرد تصمیمگیر، در معرض منافع شخصی قرار میگیرد که میتواند قضاوت یا بیطرفی او را تحتتأثیر بگذارد.
تعریف حقوقی: در قانون تجارت ایران (ماده ۱۲۹ و ۱۳۰)، تعارض منافع بهطور غیرمستقیم اشاره شده است. بهعنوان مثال، اگر مدیر یک شرکت بخواهد شخصاً یا از طریق شخص ثالث با شرکت معامله کند، باید اجازه هیئتمدیره را داشته و مجمع عمومی را مطلع کند. این مقرره برای جلوگیری از سوءاستفاده مدیران از منابع شرکت وضع شده است.
همچنین اصل ۱۴۲ قانون اساسی تأکید میکند که مقامات ارشد باید قبل و بعد از مسئولیت، فهرست داراییهای خود و خانوادهشان را اعلام کنند تا از استفاده شخصی از قدرت عمومی جلوگیری شود.
شناخت انواع تعارض منافع، اولین قدم برای پیشگیری از آن است. بر اساس دستهبندی کتاب و قوانین بینالمللی، انواع مهم آن عبارتاند از:
مدیریت نکردن تعارض منافع آثار مخربی دارد:
طبق گزارش بانک جهانی (۲۰۲۱)، کشورهایی که نظام افشای منافع و کنترل تعارض منافع را اجرا میکنند، هم اعتماد عمومی بالاتری دارند و هم شاخصهای رشد اقتصادیشان بهتر است.
سطح فردی
سطح سازمانی
سطح اجتماعی
تعارض منافع، اگر بهدرستی شناسایی و مدیریت نشود، میتواند به ریشههای فساد ساختاری تبدیل شود. تجربه کشورهای پیشرفته نشان میدهد که شفافیت، افشا و نظارت مستقل، سه ستون اصلی کنترل این پدیده هستند.
در ایران، با وجود برخی مواد قانونی و مقررات پراکنده، هنوز نیاز به یک قانون جامع و یکپارچه احساس میشود. تا آن زمان، نقش رسانهها، نهادهای مدنی و خود مردم در مطالبهگری شفافیت بسیار پررنگ است.

دیدگاه کاربران
دیدگاه کاربران
...هیچ نظری ثبت نشده